دوره پرورش جوجه کاسکوها و مراحل رشد آنها به اینصورت است که دوره خوابیدن ماده روی تخم ها ۳۰روز است. پس از آن، نر به غذا آوردن به لانه برای ماده و جوجه­ ها ادامه می دهد. در ۷۰روزگی، پرهای جوجه ها تقریباً کامل می شود. در حدود ۳ ماهگی، جوجه ها از لانه خارج می­شوند. آنها ابتدا بالا رفتن از شاخه ها را تمرین می کنند. در این هنگام توسط پدر و مادر تغذیه می شوند، ولی کم کم تمرین می کنند که غذاهای نرم را پیدا کنند و بخورند. منقار بالایی جوجه ها تا ۳ الی ۴ ماهگی محکم نمی شود و تا این زمان نمی توانند میوه های پوسته سخت را بشکنند. در ادامه مراحل رشد جوجه کاسکوبه طور کامل بیان می گردد.

پرورش جوجه کاسکوها و رشد آنها

از حدود ۸ ماهگی، به تدریج دور مردمک سیاه چشم های جوجه کاسکوها، از سیاه کامل به رنگ دودی تغییر می­کند و در طول سال دوم، رنگ اطراف مردمک چشم ها دودی رنگ می ماند. مرحله بعدی تغییر رنگ چشم­های جوجه کاسکوها از دودی به طوسی است که رنگ طوسی چشم­ها در جوجه کاسکوها نشانه ۲ تا ۳ سالگی آنهاست. در ۳ سالگی، همزمان با تغییر رنگ اطراف مردمک چشم از طوسی به سفید، جوجه ها از نظر جنسی بالغ می شوند. اما از ۳ سالگی تا حدود ۷ سالگی که رنگ اطراف مردمک چشم­ها سفید می ماند، کاسکوها جفتگیری نمی کنند. در ۵/۶ تا ۷ سالگی، رنگ سفید اطراف مردمک چشم ها از سفید به سفید مایل به زرد کمرنگ، تغییر رنگ می دهد. در این سن، جفت های واقعی جفتگیری می­کنند.

مراحل تکوین جوجه کاسکو

مثل بسیاری از انواع دیگر طوطی ها، رفتارهای کاسکوها نیز به مرور تکوین میابد. در مراحل اولیه رشد؛ یعنی زمانی که برخی از خصوصیات کاسکو توسعه پیدا می کند، فرصت های خاصی برای توسعه برخی از یادگیری­ها وجود دارد. بنابراین کاسکوهایی که توسط پرورش دهنده پرنده فروش یا صاحب قبلی خودشان به خوبی تغذیه و تیمار شده اند، انتقالشان به خانه شما با سهولت و دردسر کمتری صورت خواهد گرفت. اگرچه ما نمی توانیم تجارب کاسکوها در حالت وحش را به خوبی تکرار کنیم، اما باید برای آنها شرایطی فراهم کنیم که حس کنجکاوی و اعتماد به نفس را در آنها تقویت نماییم.

۶ هفته اول زندگی

کاسکوهای دُم قرمز و دُم سیاه، هر دو در زمان تخمگذاری ۳ تا ۵ تخم به فاصله ۲ تا ۳ روز می گذارند. دوره خوابیدن مادر روی تخم ها معمولاً ۳۰ روز است. شش هفته اول زندگی، معمولاً شامل ۳ دوره خوردن و خوابیدن و رشد فیزیکی است. برحسب روش کار پرورش دهنده و شرایط موجود، جوجه ها به مدت ۲، ۴ یا ۶ هفته در لانه تحت مراقبت والدین قرار دارند.

برخی عقیده دارند که هرچه طولانی تر جوجه ها نزد والدین بمانند، مقاوم تر می شوند. برخی هم معتقدند که اگر جوجه ها بیش از شش هفته نزد والدین بمانند، هم دوره تخمگذاری و جوجه کشی بعدی والدین به تأخیر می افتد، هم جوجه ها غرایز طبیعی اشان؛ یعنی خوی وحشی بودن را بیشتر می گیرند. جوجه های جدا شده در اولین مراحل زندگی از والدین و مراقبت و تغذیه آنها توسط انسان، هم خوی وحشی پیدانمیکنند و هم از همان ابتدا دست آموز خواهند بود و با رسیدن به سن ۳ تا ۴ ماهگی، به بسیاری از خواسته های صاحب خود جواب مناسب می دهند.

۷تا ۹ هفته اول زندگی

این مرحله دوره کنجکاری کاسکو است که در آن کاسکو به طور فعالانه به جستجوی اشیاء اطراف خود و آشنا شدن با آنها می پردازد. در حدود شش هفتگی، برخی افراد جوجه های خود را در کف یک کارتن سه طبقه قرار می دهند. این کار باعث تداوم امنیت جوجه ها می شود و در عین حال جای بیشتری به آنها می دهد تا در آن به کنجکاوی خود برای یافتن غذا ادامه دهند.

هرچه آنها کنجکاوتر شوند، به آنها اجازه داده می شود که خوراک­ها، اسباب­ها و انسان نشسته روی کف خانه را بیشتر مورد کنجکاوی و تجربه قرار دهند. پس از فارغ التحصیلی از طبقه اول جعبه مقوایی، آنها به طبقه دوم منتقل می شوند، در این طبقه، اسباب بازی ها یا وسایلی برای صعود و جایی برای بازی قرار دارد. این کار موجب آشنایی و کسب تجربه تدریجی پرنده و اعتماد به نفس آن می شود . درست همانند روش طبیعی با والدین. پرورش دهندگان باید فرصت های زیادی را برای تقویت حس کنجکاوی و تشخیص رنگ اسباب بازی ها و غذاها در اختیار جوجه کاسکوها قرار دهند. علاوه بر آن باید فضای زیادی را به محل فعالیت فیزیکی و کشف زوایای آن توسط کاسکو اختصاص دهد.

۱۰ تا ۱۶ هفته اول زندگی

در این مرحله یک جوجه کاسکوی زشت ضمن رشدکردن و پردرآوردن تبدیل به جوجه­ای با بال­های کامل و قدرت پرواز و فرود آمدن به زمین پیدا می کند. در این مرحله، آموختن پرواز کلید استقلال جوجه است. بسیاری از پرورش دهندگان، به این جوجه ها ۱۰ تا ۱۴ روز وقت می دهند تا پرواز را یاد بگیرند و پس از آن، اقدام به قیچی کردن بال های آنها می کنند.

جوجه کاسکوها در حالت وحشی، از نظر غذایی به والدین خود وابسته اند و از لحظه ای که متولد می شوند، قبل از گرسنه شدن توسط والدین سیر می شوند. والدین همواره جوجه های خود را سیر نگه می دارند تا برای غذا سر و صدا نکنند و پرندگان شکارچی به طرف آنها جلب نشوند. جوجه ها غذای بالا آورده از چینه دان والدین را می خورند. به تدریج که جوجه ها رشد می کنند، علاوه بر خوردن از دهان والدین، قدری هم خوراک­های معمولی را می خورند. وقتی جوجه ها پرواز و فرود را یاد گرفتند و توانستند به همراه والدین به طرف منابع غذا پرواز کنند و شکم خود را سیر کنند، والدین غذادادن به آنها از طریق دهان خود را قطع می­کنند. بدیهی است که غذا گرفتن جوجه ها کاری است تدریجی و هرچه جوجه ها بتوانند خودشان غذا به دست آورند، والدین جیره غذایی آنها را کمتر می کنند تا نهایتاً جوجه ها از نظر غذایی کاملاً تأمین کننده نیازهای خود باشند. والدین هرگز به اجبار و ناگهانی غذای چینه دانی جوجه ها را قطع نمی کنند. در حقیقت هرچه جوجه ها بتوانند بیشتر شکم خودشان را سیر کنند، کمتر سر و صدا می­کنند و کمتر از والدین تقاضای غذا می کند.

برای غذاخور کردن جوجه ها در هنگام جدا کردن آنها از والدین و قطع تغذیه چینه دانی، صاحب جوجه ها باید کاسه ای پر از میوه ها و سبزی های خرد شده در اختیار جوجه ها قرار دهد. جوجه ها ابتدا عادت به غذا خوردن معمولی ندارند، ولی پس از مدتی که غذاهای متنوع را مزه مزه می کنند، از تمام یا برخی از آنها خوششان می آید و مشغول خوردن آنها می شوند. البته همزمان با خوردن اختیاری جوجه ها از غذاهایی که در اختیارشان قرار می گیرد، صاحب جوجه ها باید یک غذای خمیری یا به شکل سوپ غلیظ آسیاب شده با مخلوط کن را با قاشق چایخوری یا سرنگ به آنها تغذیه کند. این خوراک­ها به نام خوراک های انتقالی نامیده می­شود. این تجربه یک بخش مهم از یادگیری مهارت­های خوردن به سبک والدین است.

در حالت وحشی، جوجه های خوب تغذیه شده توسط والدین، امنیت روانی دارند و در رفاه به سر می برند. در مقایسه، وقتی غذا کمیاب باشد، قوی ترین و تهاجمی ترین جوجه های موجود در لانه و آنهایی که پر شان کامل شده و قدرت پرواز و فرود پیدا کرده اند، غذا را از دهان والدین می گیرند و ضعیف ترها گرسنگی می­کشند و رشدشان کم می شود و گرسنگی یعنی مرگ. بسیاری از جوجه هایی که در حالت اسارت نگهداری می شوند، وقتی صاحبشان آنها را مجبور به جدا شدن از والدین می کند و این عمل زود انجام می شود، ممکن است موجب پیدایش بیماری ترس در جوجه ها شود.

۵ تا ۱۶ ماهگی

در این دوره، احتمالاً کاسکوهای دُم قرمز جوان و جوجه هایی از دوره قبل تولیدمثل، هنوز در لانه پدری زندگی می کنند. جوجه کاسکوهای دُم سیاه (تیمنه) نیز لانه پدری را ترک می کنند و به گروه کاسکوهای مستقل و خارج از لانه می پیوندند. گله بزرگ کاسکوهای جوان که هریک از آنها به خانواده ای تعلق دارند، حالا به صورت اجتماعی و گله­ای زندگی می کنند و محل زندگی شبانه آنها روی بالاترین شاخه های درختان است. این گله ها به همراه والدین، برای غذایابی به منظور تغذیه جوجه های جدید، صبح ها به پرواز در می­آیند و دسته جمعی به سوی منابع غذا پروازی افقی را شروع می کنند.

اغلب اوقات کاسکوها مزارع کشاورزان را به عنوان بهترین مکان غذایابی انتخاب می کنند. به همین دلیل کشاورزان آفریقایی، کاسکوها را آفت جدی محصولات خود می پندارند و متأسفانه غالباً اقدام به تله گذاری، گرفتن و معدوم کردن آنها می کنند. در این دوره زمانی، جوجه ها امنیت و الگوهای رفتارهای اجتماعی را یاد می گیرند و پرورش دهندگان نیز در همین دوره است که باید جوجه های جوان را با حمام گرفتن، بازی با اسباب بازی ها، شناختن خوراک ها و غیره آشنا کنند.

در طبيعت وقتی جوجه ها پرواز را یاد می گیرند، علاقه مند کشف چیزهای مختلف در محیط می شوند و این احساس به آنها دست می دهد که مبادا از گله عقب بمانند و گم شوند. در این حالت مرتباً فریاد می­کشند و از شاخه ای به شاخه دیگر می پرند و به نظر عصبی می آیند و دوست دارند مورد توجه قرار گیرند و مطمئن شوند که خطری آنها را تهدید نمی کند. وقت چنین جوجه ها وارد خانه های مردم می شوند، صاحبانشان باید وسایل رفاهی آنها را فراهم کنند و تا حد امکان آن را سرگرم کنند.

هم جوجه ها و هم کاسکوهای بالغ وقتی برای اولین بار وارد خانه ای می شوند، با احساس غریبگی نسبت به محیط جدید و افراد جدید، تا چند روز تمایل زیادی به خوردن نشان نمی دهند. سروصدا و پایین آوردن بال­ها تا حدودی نشانه گرسنگی آنهاست. در حالت وحشی، غذایابی جوجه ها امری تدریجی است. در این دوره، جوجه ها هم خودشان غذا به دست می آورند و هم والدین آنها را تغذیه می کنند. بنابراین اگر جوجه کاسکویی در این سنین به دست شما برسد، اگرچه خودشان می توانند غذا بخورند، اما نمی توان به تغذیه کامل آنها توسط خودشان اطمینان کرد و لذا باید به طور دستی هم آن را با قاشق چایخوری از یک غذای خمیری مناسب تغذیه کنید.

پرورش جوجه کاسکوها و مراح رشد آنها

۱۲ تا ۳۶ ماهگی

در حالت وحشی، کاسکوهای جوانی که پرواز کردن و به دست آوردن غذا را یاد گرفته اند، از والدين جدا می­شوند و به گروه کاسکوهای جوان می پیوندند و از این پس رفتارهای آنها بیشتر تحت تأثیر دوستان خود قرار می گیرد تا والدینشان. در این دوره هم اعتماد به نفس در آنها بیشتر می­شود و نیز یاد می گیرند که چگونه با هم ارتباط برقرار کنند و با هم باشند.

در این دوره هورمون خاصی در بدن آنها ترشح می شود که این هورمون آنها را علاقه مند می کند که یک جفت برای خود انتخاب کنند. در خانه ها نیز این اتفاق به این صورت رخ می دهد که به طور ناگهانی علاقه اشان نسبت به فرد مورد علاقه اشان کم می شود و با فرد دیگری دوست می شوند. اگر چنین اتفاقی افتاد، آن را به حساب بی وفایی کاسکو نگذارید.

در این دوره طوطی های جوان وارد بلوغ جنسی می شوند و نیروی جنسی به وجود آمده در آنها موجب تغییراتی در رفتارها و غرایز آنها می شود. البته اگر صاحب کاسکو در این دوره بر شدت مراقبت و همدمی با کاسکوی خود بیفزاید، کاسکو می تواند غرایز خودش را با سرگرم شدن با صاحبش ارضاع کند و دچار تنش جنسی نشود.

در این دوره، کاسکوهایی که در خانه ها هستند و دسترسی به جنس مخالف ندارند، اگر مورد غفلت واقع شوند، دچار تنش جنسی می شوند و اولین عارضه ای که به آن دچار می شوند، پرکنی است. بنابراین یکی از مهم ترین دلایل شروع ظاهراً بدون دلیل پرکنی همین است و صاحب کاسکو باید بداند که هیچ نوع دارویی به جز خریداری یک جفت قابل قبول برای کاسکوی خودش یا سرگرم کردن رضایت بخش کاسکو وجود ندارد. لذا پاشیدن هر نوع پودر دارویی یا مایع به بال­های کاسکو، در این زمان که تحت تأثیر تنش جنسی است، تأثیری نخواهد داشت. برخی افراد خیال می کنند کاسکو به علت آلوده شدن به انگل پوستی پرکنی می­کنند و برخی توصیه می کنند که صاحب کاسکوی پرکن شده، نوعی پودر ضدانگل در لابه لای پرهایش بپاشد. این در حالی است که مشکل به وجود آمده ابداً به خاطر انگل پوستی نیست، بلکه تنش جنسی است که راه مقابله با آن گفته شد.

جوجه کاسکوها در ۳ سالگی به بلوغ جنسی می رسند و در این سن اگرچه جفتگیری و تولید مثل نمی کنند، ولی هریک از آنها جفتی برای خودش انتخاب می کند و آنها تا هفت سالگی با هم هستند و یکدیگر را تیمار می کنند. در واقع سنین ۳ تا ۷ سالگی، دوره نامزدی کاسکوهای جوان است و در حول و حوش ۷ سالگی این جفت ها باهم جفتگیری می­کنند و مشغول زاد و ولد می شوند.

حال اگر می­بینید که کاسکوها در شرایط اسارت زیاد دچار عارضه پرکنی می شوند، علت آن است که آنها در طبیعت از ۳ سالگی به بعد به صورت جفت زندگی می کنند. بنابراین زندگی کردن کاسکوهای جوان به صورت جفت، امری غریزی است که چون در شرایط اسارت این غریزه سرکوب می شود، چنان چه صاحب کاسکو و خانواده او بتوانند با کاسکو رفتاری داشته باشند که حس کند صاحبش جفتش است و افراد خانواده او، همنوعانش هستند، کاسکو با هیچ مشکلی مواجه نمی شود، اما ممکن است به علت کوچک ترین غفلت استرس زا و تنها ماندن، به شدت دچار تنش شوند و پرکنی را شروع کنند.

به هر حال، وقتی کاسکو به حدود سن ۷سالگی؛ یعنی زمان جفتگیری در طبیعت می رسد، نیاز جنسی اش به اوج می رسد و در این هنگام است که همه کاسکوها در خانه ها پرکنی را شروع می کنند. اما در این هنگام اگر کاسکو باصاحبش جفت عاطفی خوبی باشند، پرکنی در آن مشهود و جدی نخواهد بود و برعکس آنهایی که توسط صاحبشان مورد غفلت قرار می گیرند، در این سن به شدت دچار پرکنی می شوند. البته در این خصوص ماده ها بسیار بیشتر از نرها حساس به پر کن شدن هستند، زیرا تمایل به جنس مخالف در کاسکوهای ماده مانند ماده ها در سایر گونه ها دوره های شدت و ضعف دارد، در حالی که این تمایل در کاسکوهای نر مانند نرها در سایر گونه های یکنواخت است.

سه سالگی و بعد از آن

در سه سالگی کاسکوها به بلوغ جنسی می رسند و شخصیت واقعی آنها شکل می گیرد. در طبیعت هریک از کاسکوها پس از رسیدن به بلوغ جنسی، جفتی برای خود انتخاب می کنند و تا ۵ یا ۶ سالگی و گاه تا ۷ سالگی، اگرچه باهم عشقبازی می کنند، ولی جفتگیری نمی کنند. این رفتارها را می توان از روی حرکات بدن آنها تشخیص داد و زبان بدن که نمایانگر خواسته ها و تمایلات کاسکوها است.

کاسکو به خوبی محبت شما نسبت به خودش را درک می کند و بسیار خوشحال می شود که شما او را دوست بدارید. باور داشته باشید که اگر روزی شما غمگین باشید و حرف نزنید یا با کاسکو سرگرم نشوید، کاسکو غمگینی را در چهره شما به خوبی تشخیص می دهد و برای همدردی با شما سکوت می کند و همواره انتظار می کشد که شما از حالت افسردگی خارج شوید و حرف بزنید و شادی کنید. کاسکو به محض شاد و سرحال دیدن شما، شاد و فعال می شود و سروصدا می­کند و اگر حرف زدن بلد باشد، شروع به حرف زدن می­کند.

به تدریج که کاسکو بالغ تر می شود و در یک خانه به عنوان عضوی دایمی و دوست داشتنی جا می­افتد، اجتماعی تر می شود و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند و آرام تر می­شود و به ندرت صداهای ناهنجار سر می دهد و فقط روزانه در چندین نوبت شروع به حرف زدن می­کند. البته صاحب کاسکو می تواند در هر زمان با گفتن کلمات یا جملاتی آن را تحریک به حرف زدن کند.

کاسکوهایی که دایماً در قفس محبوس هستند و محیط جدید با اسباب بازی جدید به آنها معرفی نمی شود و افراد خانه کمتر با آنها سرگرم می­شوند، هرچه سنشان بالاتر رود، عصبی تر از گذشته می­شوند. بنابراین اجتماعی بارآوردن کاسکو و سرگرم کردن کافی کاسکو در طول زندگی این پرنده باهوش یک ضرورت است. کاسکوها توقع ندارند که شما فقط آب و خوراک در اختیارشان قرار دهید. آنها علاوه بر آب و خوراک، به شدت به محبت و سرگرمی نیاز دارند.


این تجربه است که کمک می کند در هر تجارتی موفق شوید، ما بدون هیچ چشم داشتی تجربه خود را در اختیار شما خواهیم گذاشت

امتیاز شما به مقاله
[: 2 امتیاز از مجموع: 5]

ترجمه

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *